الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

541

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

كنند ، خدا عز و جل رحمت بدانها فرو فرستد و نود و نه قسمت از آن ، آن يك باشد كه رفيق خود را بيشتر دوست دارد و چون با هم موافقت كنند ( با هم بايستند خ ل ) رحمت آنها را فرو گيرد و چون با هم بنشينند تا صحبت كنند و گفتگو نمايند ، نگهبانان فرشتهء آنها به هم گويند : بايد ما به كنارى برويم ، شايد اينها با هم گفتار محرمانه‌اى دارند و خدا بر آنها پرده كشيده است ، من گفتم : مگر اين نيست كه خدا عز و جل مىفرمايد ( 18 سوره ق ) : « دم نزند به هيچ گفتارى جز آنكه نزد او رقيب و عتيد باشند » ؟ فرمود : اى اسحاق ، اگر نگهبانان وى سخن آنها را نشنوند ، به راستى كه داناى اسرار بشنود و ببيند . ( 1 ) 15 - از امام صادق ( ع ) فرمود : رسول خدا ( ص ) هرگز با مردى مصافحه نكرد كه دست خود را از دست او بيرون كشد و ادامه داد تا او باشد كه دست خود را از دست آن حضرت به در آورد . ( 2 ) 16 - از زراره ، كه شنيدم امام باقر ( ع ) مىفرمود : به راستى خدا عز و جل به وصف در نيايد و چگونه به وصف درآيد با اين كه در كتاب خود فرمايد ( 21 سوره انعام ) : « اندازه نكردند خدا را به حق اندازهء وى » خدا به هيچ اندازه وصف نشود جز آنكه از آن بزرگتر است و به راستى پيغمبر هم وصف نشود و چگونه بنده‌اى را توان وصف كرد كه خدا در پس هفت حجاب است و طاعت او را در زمين چون طاعت خود ( در آسمان ) لازم دانسته و فرموده است ( 7 سوره حشر ) : « و آنچه را رسول به شما داد بگيريد و از آنچه غدقن كرد باز